icon18 عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند


روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. به طور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. پسر با طمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي، ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگزاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است

                                بدن((حتما حتما بخونین))
ويروس آنفلوآنزا از غفلت نگهبانهاي ورودي سوءاستفاده کرده و با کل ايل و تبارش به يك مجتمع مسكوني نفوذ کرده. مغز، طي نشستي اضطراري بقيه اعضاي مجمعالجوارح را دور هم جمع کرده تا همفکري کنند...




مغز: بايد بفهميم کي بياحتياطي کرده و باعث ورود ويروس شده؟ چندبار بگويم هر غريبهاي را به داخل راه ندهيد؟ از شدت عصبانيت چنان داغ کردهام که شر شر دارم عرق ميريزم!



پوست: من که موقع آمدن ويروس رفته بودم اپيليدي و خبر ندارم کي او را راه داده. تازه موقعي که رفتم تمام در و پنجره‏هايم را بسته بودم. به نظر من تقصير بيني است. از وقتي عمل کرده، «سر به هوا» شده.


بيني: چرا تهمت ميزني؟ مرا بگو که توي اين سرما رفته بودم بيرون تا آشغالها را دم در بگذارم. حالا که اين طور است تمام دريچههاي ورودي و خروجيام را كيپ ميكنم.


غدد لنفاوي: نه نبند. من از بس آشغال خوردهام حالم بد شده. لااقل در را کمي باز بگذار، دارم بالا ميآورم.


ريه: اي لعنت بر پدر و مادر کسي که در اين مکان آشغال بريزد! مُردم از بس با اکسپکتورانت اينجا را شستم.


بصلالنخاع: لطفا با اين حرفها روي اعصاب من راه نرويد. الان به همه جا اساماس ميزنم که شما خطر ويروس را جدي نگرفتهايد و به جاي همفکري داريد با هم بحث ميکنيد.


عصب: عموجان! براي اينكه تنبيه شوند سنسورهاي درد را فعال كنم؟


هر دو كليه (با هم): نه، عصب! خيلي خطرناکه عصب!


جگر: از دست من فعلا کمکي بر نمي‏آيد. با اجازه ميخواهم بروم.


پروستات: كجا جيگر؟!


گلبول سفيد: براي مبارزه با بافتهاي آسيب ديده، به کمکهاي نقدي و جنسي احتياج داريم.


صفرا: باز بايد سرِ کيسه را شل کنم؟


روده: اين بحثها را کنار بگذاريد. ويروس دنبال ايجاد تفرقه و همين اختلافهاست. ببينم، اينجا کسي مسواک يا خلال دندان ندارد؟ ميترسم ويروس لاي يکي از پرزهايم مخفي شده باشد.


معده: مسواک نه، ولي دهانشويه مخصوص دارم. آدرسش را بده تا بريزم آنجا.


روده: روده بزرگ، بعد از کوچه اول، سمت چپ، بالاتر از کبابي، نبش ساندويچي، سر پيچ!... آخ سوختم. اين مثلا دهانشويه بود؟


ريه: يکي به بيني بگويد دريچهها را باز کند. مُرديم از کمبود اکسيژن.


مغز: اينجا راديو پيام! در كليه رگها و شاهرگها به علت سهميهبندي اكسيژن و كمبود سوخت، شاهد ترافيك سنگين گلبولهاي قرمز هستيم. در محور بزرگراه آئورت هم گلبولهاي قرمز پشت ترافيك ماندهاند. ماموران راهداري و پليس راه در حال باز كردن محور حلق و دهان و رساندن اكسيژن هستند.


گلبول سفيد: من دنبال ويروس کُش جديدم. کسي ندارد؟ ويروس، آپديت شده و آنتي ويروسي كه نصب كردهام جواب نميدهد. اگر دهان همينطوري باز شود، ممكن است بقيه جاها هم ويروسي شوند.


پوست: آخ! يک موشک الان به پشتم اصابت کرد و سوراخ شدم.


بيني: چه بوي الکلي ميآيد! با اينکه دريچههايم را بستهام اما بويش تابلو است.


قلب: واي نکند ويروس براي اينکه «مخ»مان را بزند، با خودش الکل آورده؟ آهاي مخچه! مراقب باش.


عصب: باز تودچار استرس شدي و ضربانت بالاتر رفت؟ يک دقيقه آن تلمبهات را بگذار زمين و استراحت کن؛ نترس. بوي الکل به خاطر آمپول است. با خودش ويروسکش جديد آورده.


ويروس: اي گلبول سفيد، اي بچه سوسول، اي دوپينگي، اي تزريقي! زورت به بچههام رسيده؟ اگر راست ميگويي بدون تزريق ميآمدي مبارزه.


غدد لنفاوي: تقصير خودت است كه هرجا ميروي مهماني، ماشين جوجهكشي راه مياندازي و خودت را تكثير ميكني؛ اينجا مجتمع مسكوني است، حرمسرا كه نيست!


ويروس: غلط كردم. راستش اينها بچههاي واقعيام نيستند. همه‏شان كپيهاي غيرمجازند! به من كاري نداشته باشيد، خودم توقيفشان ميكنم.


لنفوسيت: ديگر دير شده. من مامورم و معذور.


ويروس ضعيف و ضعيفتر شده و ديگر نميتواند خود را تكثير كند.


گلبول سفيد: حالت جا آمد آقا ويروس؟ البته بهتر است بگويم «آغا» ويروس!


ويروس: من الان كارم تمام است اما قول ميدهم كه دوباره برگردم. مرا از در بيندازيد بيرون، از پنجره وارد ميشوم.


روده: زياد داري حرف ميزني. سوار شو ميخوام بيندازمت بيرون بچه‏پررو. رو كه نيست، سنگ مثانه است!


مثانه: چرا به من توهين ميکني؟ من اگر سنگ داشتم كه خودم ميزدم توي سر اين ويروس، نه اينکه مثل کليه بروم با سنگهايم گردنبند مجلسي درست کنم!

در حالي كه همه به اين حرف ميخندند، روده ويروس را اخراج ميكند و دستهايش را با آب ميشويد! مغز از همه تشكر ميكند و موضوع جلسه آينده را تعيين ميكند

            تا حالا شده عاشق بشی؟(انواع عشق)


1. عشق از دیدگاه حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)


2.
عشق از دیدگاه دختر حاج آقا: آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)



3.
عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)



4.
عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....)



5.
عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)



6.
عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....)
 



7. عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....)



8.
عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....مرجان با دوستش هم قراره بیآد....دوست مرجان واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری..... (جمله عاشقانه : عزیزم گوشی می خوام راستی دوستت هم دارم)


9.
عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم)



10.
عشق از دید کسی که بار اولش نیست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)



11.
عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)



12.
عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت می کنم اگه بیآد خواستگاریم)



13. به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز)


14.
عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره)



15.
از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب میشود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )



16.
عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)



17.
عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)

                                          سوالهای بی مزه
 
۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!

۲- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

۳- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

۵- نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!

۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !

۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

۱۹- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

۲۰- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است

 

icon19 پای راست شما احمق است

در حالی که پشت میز کارتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید

همزمان با این عمل با دست راست خود عدد 6 (عدد شش فارسی) را در هوا بنویسید.

مشاهده خواهید کرد که پایتان نیز جهت حرکت خود را تغییر میدهد!

امتحان کنید

دیدید گفتم. کاری از دستتان بر نمیآید. پای راستتان احمق است!
__________________

پیش فرض دانشجویان کشورهای مختلف...(طنز)...

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!

گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! ---------- نیست ولی ---------- ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

                                     !!چس فیل!!...

شاید برای شما هم جالب باشه که بدونین چرا ما ایرانیها، به پاپ کرن میگیم چس فیل؟!

چون این خوراکی خوشمزه نه به فیل ربط داره نه به ...!!

 

اولین مدل پاپ کرن که وارد ایران شد، مربوط به یک شرکت انگلیسی بود به اسم

چسترفیلد (Chesterfield)

و چون ما ایرانیها لهجه داریم در حد تیم ملی، این رو ساده سازی کردیم و گفتیم چس فیل!

 

شناختن محصولات مختلف به اسم اولین برند، توی ایران خیلی عادیه. مثل:

آدامس، تافت،    تاید، ریکا، وایتکس، ماتیک، کلینکس، و ...

 

حالا شما میتونین با خیال راحت این خوراکی رو بخورین و نگران چیزی نباشین

هرچی هم دوست دارین صداش کنین:

پاپ کرن، چس فیل، چسترفیلد، ذرت بو داده، گل بلال، یا هر چیز دیگه.