من اموخته ام ...
...که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید :تو مرا شاد کردی .
...که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی ،نه گفت
...که همیشه برای کسی به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا می کنم
...که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد،همه ما احتیاج داریم به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
...که گاهی تمام چیز های که یک نفر می خواهد ،فقط دستی است برای گرفتن دست او ،وقلبی است برای فهمیدن وی
...که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است ،هر چه به انتهایش نزذیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند .
...که چشم پوشی از حقایق ،آنها را تغییر نمی دهد
...که این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان
...که زندگی دشوار است ،اما من از او سخت ترم
آموخته ام
که همه می خواهند روی قله ی کوه زندگی کنند ،اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهند که در حال بالا رفتن از کوه باشیم.....
ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد .
...که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند ،بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد .
...که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب کسانی که دوستشان داریم ،ایجاد کنیم اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام ببخشم.
...که اگر مایلم پیام محبت را بشنوم ،خود نیز بایستی آن را ارسال کنم.
__________________
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ ساعت 21:33 توسط مریم
|